خرید بک لینک
دیدی ان را که تو خواندی به جهان یارترین... سینه را ساختی از عشقش سرشار ترین... انکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین... چه دل ازار ترین شد ...چه دل ازار ترین... image (فریدون مشیری)

♥ یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 10:53 توسط ترمه

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:42

گنجشک هم نشدم که برایم دانه بریزی!!!

یا حتی بند کفشی که دست هایت پروانه ام کنند!!!

.

.

من به غبار روی میز

که نوازشگرانه با تکان دستت محو میشوند...

حسادت میکنم...

برچسب: حسادت, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:00

امدی جانم قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب امدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟ عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که این عمر های کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرشس سر به زیر افکنده بود

برچسب: حالا,چرا؟, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:00

تو مثل دندانی هستی

که درد میکنی

رسیده ای به عصب...

اما من دلی ندارم برای کندن!!!

میفهمی ؟؟؟

دوست داشتنت چه دردناک است؟؟؟؟

برچسب: دردناک, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:00

برقص کمی به سازم!

بگذار دورت بگردم...

اخر من...

قول دور (دنیا )را داده ام

به این(دل)...

برچسب: دنیا, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:00

صفحه بندی